حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
550
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
شيخ حسن كوچك كه با امير يعقوب شاه راه داشت به خيال آنكه شوهر ، آن امير را به اين علّت در حبس انداخته براى پردهپوشى بر اسرار خود با دو سه زن از محارم حرم همدست شده در شب سهشنبهء 27 رجب سال 744 شوهر را به وضع ننگينى كشت . بعد از قتل سرسلسلهء امراى چوپانى يعنى شيخ حسن كوچك سليمان خان اموال و خزاين بيشمار او را ميان امرا تقسيم كرد و چون خود عرضه و كفايتى نداشت بقراباغ رفت . ملك اشرف و ياغى باستى بآذربايجان آمدند و امير سيورغان هم كه در روم محبوس بود خلاص يافته در حدود درياچهء گوگچه بايشان پيوست و سه اميرزادهء چوپانى جمعيّت كثيرى فراهم ساخته بهمراهى هم به شهر تبريز ورود كردند . سلطنت انوشيروان عادل ( 744 - 756 ) پس از قتل شيخ حسن چوپانى بين دو عمّ او و برادرش ملك اشرف نزاع درگرفت و چون بالاخره غلبه با ملك اشرف شد او انوشيروان نامى را كه بعضى او را قبچاقى و بعضى از اولاد هولاگو و برخى هم از نژاد كاويانى دانستهاند بايلخانى برداشت و به او لقب عادل داد و اين انوشيروان عادل آخرين كسى است كه از طرف امرا بمقام ايلخانى منصوب شده است و در همين ايّام بود كه سليمان خان ايلخان ساختگى شيخ حسن كوچك نيز از ميان رفت . بعد از انتصاب انوشيروان ملك اشرف كه دوّمين امير سلسلهء امراى چوپانى محسوب مىشود به شهر گنجه آمد و آنجا را مسخّر خود ساخت و پس از نابود كردن دو عمّ خود در تاريخ 744 بكلّى مستقل شد و قريب چهارده سال ( 744 - 759 ) بظلم و ستم و اندوختن مال حكومت ميكرد تا آنكه در اوايل سال 759 جانى بيك پادشاه دشت قبچاق بدعوت مردم تبريز به آن شهر آمد و او را كشت و دولت امراى چوپانى بقتل او خاتمه پذيرفت . عاقبت انوشيروان دروغى آلت اجراى مقاصد ملك اشرف نيز مانند سرانجام سليمان خان معلوم نيست همينقدر مسكوكاتى از او تا سال 756 باقى است . اين سال